پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۷

بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد

بتلخی د من هیچکس شراب نخورد

ز بسکه بود دل من بخون او تشنه

مرا بتیغ تو تا خون نریخت آب نخورد

به خنده نمیکنم جگر خورد لب تو

بدین نمک مه من، هیچکس کباب نخورد

خوشا دلی که گر افتاد در جهان طوفان

شراب خورد و غم عالم خراب نخورد

جز از سفال سگ آستان او اهلی

بکام دل دم آبی بهیچ باب نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۹بیخود شده بودم چو سخن یار بمن کرد
  2. شمارهٔ ۷۴۰مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند
  3. شمارهٔ ۷۴۱کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
  4. شمارهٔ ۷۴۲مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند
  5. شمارهٔ ۷۴۳عاشقان ره بسر گنج الهی دارند
  6. شمارهٔ ۷۴۴وه که این شیرین‌غزالان بازی ما می‌دهند
  7. شمارهٔ ۷۴۵گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد
  8. شمارهٔ ۷۴۶نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.