پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۴

صید یوسف صورتان دل از ره معنی کند

گرگ بیمعنی چه سگ باشد که این دعوی کند

آنچه بیند دیده مجنون نبیند چشم غیر

گرچه چشم ظالمی نظاره لیلی کند

فیض جانبخشی به فضل و نکته دانی کی بود؟

کی فسون سحر کار معجز عیسی کند

با چنین شکل و شمایل گر در آید از درم

دوزخ بیت الحزن را جنت اعلی کند

دم مزن اهلی که عشق آیین خاموشان بود

نیست عاشق آنکه او از دوست واویلا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۶با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
  2. شمارهٔ ۷۳۷بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد
  3. شمارهٔ ۷۳۸گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
  4. شمارهٔ ۷۳۹بیخود شده بودم چو سخن یار بمن کرد
  5. شمارهٔ ۷۴۰مپرس یوسف من کز تو گلرخان چونند
  6. شمارهٔ ۷۴۱کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
  7. شمارهٔ ۷۴۲مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند
  8. شمارهٔ ۷۴۳عاشقان ره بسر گنج الهی دارند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.