پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۸

عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود

دامن پاک کس آلوده بجامی نشود

می خور و سبحه و سجاده صد پاره بهل

مزغ زیرک ز پی دانه بدامی نشود

پیش مرغ دل ما کعبه و بتخانه یکیست

طایر سدره مقیم لب بامی نشود

صد ملامت ز بتان بینم و اینطایفه را

کم به بینم که مرا ذوق سلامی نشود

سوخت پروانه و شمع از رخ او یاد نکرد

هیچکس سوخته در آتش خامی نشود

عشق از خواجگی و بندگی آزاد بود

ورنه محمود گرفتار غلامی نشود

هرکه رفتار بتان دید چو اهلی عجبست

که سرش خاک ره کبک خرامی نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۰شد سگش یار رقیب و جور با خود می‌کند
  2. شمارهٔ ۷۳۱گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
  3. شمارهٔ ۷۳۲هر شمع جمالی که بر افروخته باشد
  4. شمارهٔ ۷۳۳گنجی است عشق کز وی صد جان هلاک گردد
  5. شمارهٔ ۷۳۴صید یوسف صورتان دل از ره معنی کند
  6. شمارهٔ ۷۳۵مشاطه تو جلوه ناز ای پسر بود
  7. شمارهٔ ۷۳۶با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
  8. شمارهٔ ۷۳۷بغیر خون جگر دل شراب ناب نخورد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.