پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴

آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد

زنده ام سازد به مهر و از جفا بازم کشد

روز وصل آمد ولی ترسم که در روز چنین

طالع ناسازگار و بخت ناسازم کشد

گو: بدارم بر کش و بر بستر هجرم مکش

کشتنی گر کشته ام باری سرافرازم کشد

مادر دهرم چه می پرورد عمری در کنار؟

کانچنین در خاک و خون آنترک طنازم کشد

همچو اهلی دارم از راز غمش گنجی نهان

گر کشد عشق آخر از افشای اینرازم کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۶ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
  2. شمارهٔ ۷۲۷جوش سودای غم دل پایم از جا می‌برد
  3. شمارهٔ ۷۲۸عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
  4. شمارهٔ ۷۲۹هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند
  5. شمارهٔ ۷۳۰شد سگش یار رقیب و جور با خود می‌کند
  6. شمارهٔ ۷۳۱گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
  7. شمارهٔ ۷۳۲هر شمع جمالی که بر افروخته باشد
  8. شمارهٔ ۷۳۳گنجی است عشق کز وی صد جان هلاک گردد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.