پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۲

عیسی دم من کز نفسش جان بتن آید

گر مرده حدیثش شنود در سخن آید

ماییم و سجودی و نیازی بر آن بت

جز سجده دیدار چه از برهمن آید

چون لاله ز داغت کفنم گر بگشایند

بیرون کف خاک سیهم از کفن آید

نامردم اگر از ستم دوست بنالم

گر محنت عالم همه بر جان من آید

هر دلکه سفر کرد چو اهلی بسوی دوست

بسیار غریب است اگر با وطن آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۴آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد
  2. شمارهٔ ۷۲۵خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود
  3. شمارهٔ ۷۲۶ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
  4. شمارهٔ ۷۲۷جوش سودای غم دل پایم از جا می‌برد
  5. شمارهٔ ۷۲۸عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
  6. شمارهٔ ۷۲۹هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند
  7. شمارهٔ ۷۳۰شد سگش یار رقیب و جور با خود می‌کند
  8. شمارهٔ ۷۳۱گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.