پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۷

آنکه لعلش دم عیسی به کرامت دارد

عالمی کشت چه پروای قیامت دارد

عشق را خاصیت این است که با هرکه بود

روزگار از همه دردش بسلامت دارد

داشت دعوی بقدت قامت طوبی که فلک

تا ابد بر سر پایش بغرامت دارد

عاقبت خاک شود در ره سروی به هوس

هرکه در سر هوس آن قد و قامت دارد

اهلی از راهروان است درین خانه خاک

دو سه روزی بهوای تو اقامت دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۹مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
  2. شمارهٔ ۷۲۰نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
  3. شمارهٔ ۷۲۱هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
  4. شمارهٔ ۷۲۲عیسی دم من کز نفسش جان بتن آید
  5. شمارهٔ ۷۲۳زنده می‌سازد لب او خلق و ما را می‌کشد
  6. شمارهٔ ۷۲۴آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد
  7. شمارهٔ ۷۲۵خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود
  8. شمارهٔ ۷۲۶ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.