پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۱

فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید

فیروزه ما بود که هرگز ندرخشید

چشم همه بر راه تو بازاست و تو از ناز

یکچشم زدن رو ننمایی چو مه عید

هرچند که دوری ز نظر یاد وصالت

هرگز نظری از دل ما دور نگردید

بی داغ محبت نتوان رفت ز عالم

خوش وقت کسی کز چمن عمر گلی چید

جان بنده خلق خوش ساقی است که هرگز

از بی ادبی های من مست نرنجید

اهلی رسی از عشق مجازی به حقیقت

گر یار به تحقیق شناسی نه بتقلید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۳هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
  2. شمارهٔ ۷۱۴فکر وصلت کسش خیال مباد
  3. شمارهٔ ۷۱۵صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
  4. شمارهٔ ۷۱۶ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند
  5. شمارهٔ ۷۱۷آنکه لعلش دم عیسی به کرامت دارد
  6. شمارهٔ ۷۱۸مرا تصور وصلت خیال باطل بود
  7. شمارهٔ ۷۱۹مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
  8. شمارهٔ ۷۲۰نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.