پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰

تا تورا آرزوی همنفسی با من شد

هر کجا همنفسی بود بمن دشمن شد

در علاج دل بیمار که چونشمع بسوخت

سعی بسیار نمودیم و دوا کشتن شد

بسکه اندیشه خالت ز دل من سر زد

آخر این تخم بلا در دل من خرمن شد

خلق را دوش گمان شد که مرا خانه بسوخت

بسکه دود از جگر سوخته بر روزن شد

نیکبختان همه در گلشن مقصود شدند

اهلی سوخته دل بود که در گلخن شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۲نظاره بین که عاشق بیچاره میکند
  2. شمارهٔ ۷۱۳هرچند که گفتم غم دل سود ندارد
  3. شمارهٔ ۷۱۴فکر وصلت کسش خیال مباد
  4. شمارهٔ ۷۱۵صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
  5. شمارهٔ ۷۱۶ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند
  6. شمارهٔ ۷۱۷آنکه لعلش دم عیسی به کرامت دارد
  7. شمارهٔ ۷۱۸مرا تصور وصلت خیال باطل بود
  8. شمارهٔ ۷۱۹مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.