پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۳

هرچند که گفتم غم دل سود ندارد

میسوزم و هیچ آتش من دود ندارد

منت ز طبیبان نکشد خسته دلی کو

اندیشه مرگ و غم بهبود ندارد

از من که گذر کرد؟ که چون لاله بدامن

داغی ز سرشک جگر آلود ندارد

از ناله بلبل چه شکیبد دل شیدا

کاشفته سر نغمه داود ندارد

دل پیش سگ انداز که از بهر تو عاشق

جان را چه وجودست که موجود ندارد

خوشباش که هر بنده که در عشق خریدند

اندیشه سلطانی محمود ندارد

اهلی که چو پروانه شد از عشق تو سرمست

جز سوختن از وصل تو مقصود ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۵صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد
  2. شمارهٔ ۷۱۶ایخوش آنکس که چو گل مستی بیباک کند
  3. شمارهٔ ۷۱۷آنکه لعلش دم عیسی به کرامت دارد
  4. شمارهٔ ۷۱۸مرا تصور وصلت خیال باطل بود
  5. شمارهٔ ۷۱۹مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
  6. شمارهٔ ۷۲۰نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
  7. شمارهٔ ۷۲۱هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
  8. شمارهٔ ۷۲۲عیسی دم من کز نفسش جان بتن آید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.