پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۰

کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد

مگر هم ناقه لیلی که خاری در جگر دارد

ز زهر چشم او مردم دریغا آب چشم من

چه پروردم بخون دل نهالی کاین ثمر دارد

گرفتم ذره خاکم چرا بر من نمی تابد

چو با ذرات عالم آفتاب من نظر دارد

نیابم مرهمی از کس همه زخم زبان بینم

دلم ریش است و هر کسرا که بینم نیشتر دارد

خراش سینه اهلی ندارد در بلا سودی

به ناخن چون کسی کوه بلا از پیش بردارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۲ناقه لیلی که سر در کوه و هامون می‌کند
  2. شمارهٔ ۷۰۳خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
  3. شمارهٔ ۷۰۴بذات حق که مرا تا وجود خواهد بود
  4. شمارهٔ ۷۰۵چار دیوار جهان کز غصه دلها خون کند
  5. شمارهٔ ۷۰۶لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد
  6. شمارهٔ ۷۰۷در لعل لبش چاشنی خنده ببینید
  7. شمارهٔ ۷۰۸یار از سر کوچه چو مه برآمد
  8. شمارهٔ ۷۰۹از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.