پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۰

آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود

هر کجا در گیرد آتش سوزاو روشن شود

یارمیباید که باشد، خانه گو ویرانه باش

زانکه گر گلخن بود از روی او گلشن شود

عشقبازان را بدل باری که خوانندش بلا

دانه مهری بود پرورش خرمن شود

شوخ خونخواری که هر کس دید آهی میکشد

آه از آنجانی که آن خونخواره را مسکن شود

گرتنت سوزد چو شمع از عشق اهلی غم مخور

عاشق آزاده کی هرگز اسیر تن شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۲سحر چو آه من می پرست میخیزد
  2. شمارهٔ ۶۹۳سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد
  3. شمارهٔ ۶۹۴چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
  4. شمارهٔ ۶۹۵صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
  5. شمارهٔ ۶۹۶رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
  6. شمارهٔ ۶۹۷هرچند بیخم می‌کَنی، وصلت گرم خرم کند
  7. شمارهٔ ۶۹۸دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
  8. شمارهٔ ۶۹۹چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.