پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۲

سحر چو آه من می پرست میخیزد

بهر که میوزد از خواب مست میخیزد

کسیکه با تو چو یاری نشست و خاست کند

چه جای دل ز سر هر چه هست میخیزد

مگر بسوخت دل زار کز درون دودی

بلند میشود و ناله پست میخیزد

زهی فریب تو ای بت که گر مسلمانی

نشست با تو دمی می پرست میخیزد

مگر به تیغ تو اهلی ز غم رهد ورنه

کرا بغیر تو کاری ز دست میخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۴چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
  2. شمارهٔ ۶۹۵صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
  3. شمارهٔ ۶۹۶رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
  4. شمارهٔ ۶۹۷هرچند بیخم می‌کَنی، وصلت گرم خرم کند
  5. شمارهٔ ۶۹۸دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
  6. شمارهٔ ۶۹۹چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
  7. شمارهٔ ۷۰۰کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
  8. شمارهٔ ۷۰۱چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.