پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد

ز غیرت بر سراپای تنم رگهای خون خیزد

دلم خرم نمی گردد و گر گردد چنان نبود

نخیزد سبزه زین وادی وگر خیزد زبون خیزد

نباشد خوش فغان و گریه بی جایگه لیکن

چه درمان چون مرا اینها ز زخم اندرون خیزد

حذر کن ای رقیب من که گشتم زین پریرویان

سگ دیوانه یی کز ناله ام بوی جنون خیزد

چرا بیدرد خوانی با وجود گریه اهلی را

نمیگویی که گر دردی نباشد گریه چون خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
  2. شمارهٔ ۶۹۷هرچند بیخم می‌کَنی، وصلت گرم خرم کند
  3. شمارهٔ ۶۹۸دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
  4. شمارهٔ ۶۹۹چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
  5. شمارهٔ ۷۰۰کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
  6. شمارهٔ ۷۰۱چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
  7. شمارهٔ ۷۰۲ناقه لیلی که سر در کوه و هامون می‌کند
  8. شمارهٔ ۷۰۳خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.