پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۳

سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد

بغرقاب غمم زین بحر یارب زود برگردد

جراحتها که از تیرت مرا در سینه چاک است

بناحق میخراشم دمبدم تا تازه تر گردد

چنین کافتاده ام دور از تو اینم زنده میدارد

که هر جا بنگرم شکل توام پیش نظر گردد

سمند خویش اجولان مده جز پیش مشتاقان

که گر گردی برآید عاشقان را تاج سر گردد

ترا نادیده عیب اهلی مسکین کند هر کس

بر افکن برقع از عارض که عیب او هنر گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۵صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
  2. شمارهٔ ۶۹۶رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
  3. شمارهٔ ۶۹۷هرچند بیخم می‌کَنی، وصلت گرم خرم کند
  4. شمارهٔ ۶۹۸دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
  5. شمارهٔ ۶۹۹چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
  6. شمارهٔ ۷۰۰کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
  7. شمارهٔ ۷۰۱چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
  8. شمارهٔ ۷۰۲ناقه لیلی که سر در کوه و هامون می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.