پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۱

مرا که گبر و مسلمان نظر پرست شناسد

خوشم که هر کسی ام انچنانکه مست شناسد

اگر چه مستم و رسوا ز طعن غیر خلاصم

بکوی میکده هشیار کو؟ که مست شناسد

مخوان ز کعبه به دیرم که خاطری ننشیند

کبوتر دل من منزل نشست شناسد

کجاست دست و ترنجی که منکران زلیخا

نظر اگرچه بدزدند دست دست شناسد

شکستن دل ازو از دل خراش عیان است

کسیکه ره برد این ناله آن شکست شناسد

خراب جرعه جام توام بخاک میفکن

که قدر دردی می رند می پرست شناسد

بغیر دار فنا همت بلند تو اهلی

اگر بعرش برآید مقام پست شناسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۳سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد
  2. شمارهٔ ۶۹۴چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
  3. شمارهٔ ۶۹۵صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
  4. شمارهٔ ۶۹۶رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
  5. شمارهٔ ۶۹۷هرچند بیخم می‌کَنی، وصلت گرم خرم کند
  6. شمارهٔ ۶۹۸دیده هر که از هوس سوی تو سیمتن بود
  7. شمارهٔ ۶۹۹چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل می‌کند
  8. شمارهٔ ۷۰۰کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.