پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۶

گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد

طپیدن دل ریشم زیاده تر باشد

بصد نشاط رسم سوی تو چو باز آیم

دلم طپان و لبم خشک و دیده تر باشد

بحالتی ز لبت دیده ام شکر خندی

که تا قیامتم آن شیوه در نظر باشد

ببوی زلف تو میرم که سازدم هشیار

گهی که بر من بیخود ترا گذر باشد

به مهر اهلی از آن گرم شد دلت آخر

که آه سوخته را عاقبت اثر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۸گر دلت آینه صورت مقصود بود
  2. شمارهٔ ۶۶۹سوار من که سرخصم خاک راهت باد
  3. شمارهٔ ۶۷۰دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود
  4. شمارهٔ ۶۷۱از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد
  5. شمارهٔ ۶۷۲به پیری چو نوجوانان تا کِیَم دل مست مِی باشد؟
  6. شمارهٔ ۶۷۳چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
  7. شمارهٔ ۶۷۴شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
  8. شمارهٔ ۶۷۵بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.