پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۱

از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد

که عشق آموختن پیرانه‌سر کوری به یار آرد

مکش ای مست ناز امروز مارا فکر فردا کن

که درد سر نیرزد مستی کاخر خمار آرد

تو خود بگشادی دری ای گل و گرنه باغبان هرگز

نمیخواهد که بویی سوی ما باد بهار آرد

بتلخی کوهکن در بیستون گر جان دهد آخر

بیابد جان شیرین باز اگر شیرین گذار آرد

تو خورشیدی و ما ذره حساب از ما چه بر گیری

که در جمع هواداران که ما را در شمار آرد

ز عشقت من وفا جستم نه خار از مدعی خوردن

چه دانستم که تخم مهر کشتن خار بار آرد

چو اهلی بلبل باغ توام خوارم مکن ای گل

که نادر این چمن مرغی چو من گر صدهزار آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۳چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
  2. شمارهٔ ۶۷۴شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
  3. شمارهٔ ۶۷۵بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود
  4. شمارهٔ ۶۷۶شوخی که می نخورده دل خلق خون کند
  5. شمارهٔ ۶۷۷هر کس که بدان سرو قباپوش نشیند
  6. شمارهٔ ۶۷۸ذوق دیدار تو در جان بلاکش باشد
  7. شمارهٔ ۶۷۹چو آتشپاره ام ، از در درآمد خانه گلشن شد
  8. شمارهٔ ۶۸۰اگرچه مستی می صد عذاب می‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.