پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۸

ذوق دیدار تو در جان بلاکش باشد

راحت کعبه پس از زحمت ره خوش باشد

حاجت سوختنم نیست چه دورم ز لبت

ماهی از آب چه شد دور در آتش باشد

با پریشانی خود شادم از آن می‌ترسم

که ز من طبع شریف تو مشوش باشد

دیدهٔ پاک من اندیشه ز دوزخ نکند

غم از آتش نخورد سکه چو بی‌غش باشد

اهلی آن شوخ اگرش مهر و وفا نیست مرنج

مردمی کم طلب از هرکه پریوش باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۰اگرچه مستی می صد عذاب می‌آرد
  2. شمارهٔ ۶۸۱آن سبز چو رنگش ز می ناب برآید
  3. شمارهٔ ۶۸۲دفع غم دور از تو میل باده‌ام چون می‌شود
  4. شمارهٔ ۶۸۳میرود از برم دگر، تا ببر که میرود؟
  5. شمارهٔ ۶۸۴نسیم گل دگران را دماغ تازه کند
  6. شمارهٔ ۶۸۵گل به یاد عارضت دل را گشادی می‌دهد
  7. شمارهٔ ۶۸۶دنیا همه هیچ است و وفا هیچ ندارد
  8. شمارهٔ ۶۸۷زبسکه روزم از آن مه ملال می خیزد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.