پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۷

زبسکه روزم از آن مه ملال می خیزد

شبم بکشتن خود صد خیال می خیزد

نهال قد بتان جمله فتنه انگیزند

ندانم از چه زمین این نهال می خیزد

بسوز کوکب بخت زبون من ایماه

کزین ستاره مدامم و بال می خیزد

رسید وصل مرا چشم زخم هجر آری

شرار فتنه ز شمع وصال می خیزد

چه گلشنی است جمالت که از عرق دروی

هزار چشمه آب زلال می خیزد

نمیدمید گل و سر و اگر بدانستی

که از قد تو صدش انفعال می خیزد

مگر پیام ترا مرغ جان برد اهلی

که باد صبح بسی خسته حال می خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۹از خاک رهم عشق بر افلاک برآرد
  2. شمارهٔ ۶۹۰آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود
  3. شمارهٔ ۶۹۱مرا که گبر و مسلمان نظر پرست شناسد
  4. شمارهٔ ۶۹۲سحر چو آه من می پرست میخیزد
  5. شمارهٔ ۶۹۳سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد
  6. شمارهٔ ۶۹۴چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
  7. شمارهٔ ۶۹۵صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
  8. شمارهٔ ۶۹۶رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.