پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۰

دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود

خار در گلشن چشمم گل امید شود

گر لب لعل تو بخشد همه را آب حیات

همه کس همچو خضر زنده جاوید شود

عکس رخسار تو ساقی، اگر افتد در می

جام می در نظر، آیینه جمشید شود

به رقیب ار کرم و رحمت خود عام کنی

نخل کام همه بی میوه تر از بید شود

جذبه مهر اگر در همه گیرد اهلی

چون مسیحا همه کس همدم خورشید شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۲به پیری چو نوجوانان تا کِیَم دل مست مِی باشد؟
  2. شمارهٔ ۶۷۳چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
  3. شمارهٔ ۶۷۴شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
  4. شمارهٔ ۶۷۵بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود
  5. شمارهٔ ۶۷۶شوخی که می نخورده دل خلق خون کند
  6. شمارهٔ ۶۷۷هر کس که بدان سرو قباپوش نشیند
  7. شمارهٔ ۶۷۸ذوق دیدار تو در جان بلاکش باشد
  8. شمارهٔ ۶۷۹چو آتشپاره ام ، از در درآمد خانه گلشن شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.