پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۸

گر دلت آینه صورت مقصود بود

هر چه مقصود تو باشد همه موجود بود

در محبت غرضی گر بود آلوده دلی است

حیف باشد که محبت غرض آلود بود

دیر حاصل شود از نخل قدت میوه دل

بقیامت هم اگر وعده کنی زود بود

مشکل این است که میسوزدم از دود درون

لعل نارسته خطت کاتش بی دود بود

ناله مرغ ز گل خاصیت عشق بود

عاشق از دوست محال است که خشنود بود

دل بیدرد در این ره بچه کارت آید

بد بود اهلی اگر در غم بهبود بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۰دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود
  2. شمارهٔ ۶۷۱از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد
  3. شمارهٔ ۶۷۲به پیری چو نوجوانان تا کِیَم دل مست مِی باشد؟
  4. شمارهٔ ۶۷۳چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
  5. شمارهٔ ۶۷۴شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
  6. شمارهٔ ۶۷۵بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود
  7. شمارهٔ ۶۷۶شوخی که می نخورده دل خلق خون کند
  8. شمارهٔ ۶۷۷هر کس که بدان سرو قباپوش نشیند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.