پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۷

مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود

اگر حال این بود کارم بسی دشوار خواهد بود

چنان باز است در راه تو ای خورشید چشم من

که تا صبح قیامت دیده ام بیدار خواهد بود

به بیماری کشید از هجر تو کارم تو خود دانی

که هر کوبی تو ماند لاجرم بیمار خواهد بود

بهار حسن گلرویان دوروزی بیشتر نبود

تو باید سر و من باشی کزین بسیار خواهد بود

بود خط غلامی نامه اهلی بسوی تو

بحشرش خط آزادی همین طومار خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۹سوار من که سرخصم خاک راهت باد
  2. شمارهٔ ۶۷۰دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود
  3. شمارهٔ ۶۷۱از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد
  4. شمارهٔ ۶۷۲به پیری چو نوجوانان تا کِیَم دل مست مِی باشد؟
  5. شمارهٔ ۶۷۳چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
  6. شمارهٔ ۶۷۴شمع من همنفست گر دگری خواهد بود
  7. شمارهٔ ۶۷۵بسکه عاشق چشم تر بر نامه اش ناخوانده سود
  8. شمارهٔ ۶۷۶شوخی که می نخورده دل خلق خون کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.