پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۳

لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد

می تلخ و تند باید تا خون بجوش آرد

ساقی ز فکر و عقلم هوشی که بود کم شد

می ده که مستی می بازم بهوش آرد

در کوی میفرشان بی خانمان شدم من

باشد که رحم بر من هم میفروش آرد

گرشحنه محبت مستان عشق گیرد

رسوا ز خانه بیرون صد حرقه پوش آرد

گل رارخ تو سوزد چون شمع رشته جان

گولاله این فتیله بیرون ز گوش آرد

ساقی زلال کوثر چون وعده در بهشت

می ده کزین تحمل کی درد نوش آرد

اهلی چو مست میرد در کوی میفروشان

تا قصر حور عینش رضوان بدوش آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۵گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
  2. شمارهٔ ۶۶۶گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
  3. شمارهٔ ۶۶۷مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود
  4. شمارهٔ ۶۶۸گر دلت آینه صورت مقصود بود
  5. شمارهٔ ۶۶۹سوار من که سرخصم خاک راهت باد
  6. شمارهٔ ۶۷۰دیده گر جای تو ای چشمه خورشید شود
  7. شمارهٔ ۶۷۱از آن در دیده یعقوبش غم یوسف غبار آرد
  8. شمارهٔ ۶۷۲به پیری چو نوجوانان تا کِیَم دل مست مِی باشد؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.