فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ بندهٔ سید سرمستانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ به سر خواجه که ما مستانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۴ مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ ظاهراً جسم و باطناً جانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ نو فروشان کهنه پوشانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ لذت رند مست ما دانیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ عاشقانه عشقبازی می کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ نور چشمست او به او بینیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ ما گدایان حضرت شاهیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ ما گوهر بحر لایزالیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۹ فارغیم از ملک عالم فارغیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ ما عاشق چشم مست عشقیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۲ هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ در خرابات مغان دارم مقام
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ نعمت الله می است و عالم جام
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ در نظر نقش خیال تو نگارم دایم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ هر کجا صورتی است در نظرم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ اسم او گنج است و عالم چون طلسم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۰ دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ جانم فدای جان تو ای جان و ای جانان من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ رحمتی کن بر دل و بر جان من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ صدهزار آئینه دارد یار من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ ساقی سرمست رندان می دهد جامی به من
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ به نور طلعت او گشته چشم ما روشن
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ ای به روی تو دیده ها روشن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ عشق در آن و این توان دیدن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۳ جان عالم آدم است و دیگران همچون بدن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ چشم من شد به نور او روشن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ ایها الطالب چو جای ما و من
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ هرچه بینی در میان انجمن
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ نور او در دیدهٔ بینا ببین
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۹ موج دریا را به عین ما ببین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ در جام جهان نما جهان بین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ چشم بگشا و جمال او ببین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ با تو گویم روی بی چون چو ببین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ جامیم و شراب این عجب بین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ باده می نوش و جام را می بین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ هرچه بینی به نور او می بین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ آن چنان حضرتی چنین می بین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ نور رویش به چشم او می بین
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ آب می جوئی بیا با ما نشین
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ ذوق ما داری بیا با ما نشین
متن اشعار به نقل از گنجور.