پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۶

ایها الطالب چو جای ما و من

عین مطلوبم که می گویم سخن

تا که من با من بود من ، من نیم

چون نباشم من نباشد غیر من

عشق گه در جسم و گه در جان بود

گاه باشد یوسف و گه پیرهن

روحه روحی و روحی روحه

من رآی روحان حلافی البدن

من چو بی من در درون خلوتم

خواه پرده پوش خواهی برفکن

خواه می می نوش و خواهی توبه کن

خواه بت می ساز و خواهی می شکن

من چو از آل حسینم لاجرم

کل شیئی منکم عندی حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نور او در دیدهٔ بینا ببین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹موج دریا را به عین ما ببین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰در جام جهان نما جهان بین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۱چشم بگشا و جمال او ببین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۲با تو گویم روی بی چون چو ببین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴جامیم و شراب این عجب بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۵باده می نوش و جام را می بین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.