پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۸

نور او در دیدهٔ بینا ببین

آن یکی در هر یکی پیدا ببین

آبی از جام حبابی نوش کن

عین ما را هم به عین ما ببین

ای که می گوئی که آنجا بینمش

دیده را بگشا بیا اینجا ببین

بر لب دریاچه می گردی مدام

غرقهٔ دریا شو و دریا ببین

آینه گر صد ببینی ور هزار

در همه یکتای بی همتا ببین

در سرم سودای زلف او فتاد

حال این سودائی شیدا ببین

نعمت الله را اگر خواهی بیا

در خرابات مغان ما را ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰در جام جهان نما جهان بین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۱چشم بگشا و جمال او ببین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۲با تو گویم روی بی چون چو ببین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴جامیم و شراب این عجب بین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۵باده می نوش و جام را می بین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۶هرچه بینی به نور او می بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۷آن چنان حضرتی چنین می بین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.