پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۱

چشم بگشا و جمال او ببین

نور روی او به او نیکو ببین

جام می با یکدگر خوش نوش کن

صورت و معنی این هر دو ببین

جام ما باشد حباب و آب می

سو به سو گردد روان هر سو ببین

صدهزار آئینه دارد یار من

در همه آئینه او یک رو ببین

دامن دلق دو توئی پاره کن

یوسف و پیراهن یک تو ببین

روی او بینم به نور روی او

من چنین می بینم او را تو ببین

سیدم آئینهٔ گیتی نماست

هرچه می خواهی به نور او ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴جامیم و شراب این عجب بین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۵باده می نوش و جام را می بین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۶هرچه بینی به نور او می بین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۷آن چنان حضرتی چنین می بین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸نور رویش به چشم او می بین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹آب می جوئی بیا با ما نشین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ذوق ما داری بیا با ما نشین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.