پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۸

نور رویش به چشم او می بین

گل وصلش به دست او می بین

از سر جان روان چو ما برخیز

جاودان پیش عاشقان بنشین

ما حبابیم و عین ما آب است

نظری هم به عین ما بگزین

دل ما انقیاد محبوب است

به از این دین ما که دارد دین

چین زلفش صبا دهد بر باد

این خطابین که می رود بر چین

عشقش مستست و عقل مخمور است

کی کند عشق عقل را تمکین

ذوق سید حباب می بخشد

تا ابد گو ذوق به او آمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ذوق ما داری بیا با ما نشین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱خوش بیا با ما درین دریا نشین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲بر در می فروش خوش بنشین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳کرمی کن بیا و خوش بنشین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴چیست عالم سایه بان شمس دین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵دیگران جانند و جانان شمس دین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷گر گدائی کنی تو از سلطان
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.