پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۵

دیگران جانند و جانان شمس دین

این و آن چون بنده ، سلطان شمس دین

هفت هیکل آیتی در شأن اوست

خوش بخوان قرآن و می دان شمس دین

دل بود گنجینهٔ گنج اله

نقد گنج کنج ویران شمس دین

بدر دین از شمس دین روشن شده

نور بخش ماه تابان شمس دین

خوش خراباتی و مستان در حضور

ساقی سرمست رندان شمس دین

چار یارانند امام انس و جان

رهنمای چار یاران شمس دین

علم ما علم بدیعی دیگر است

از معانی و بیان شمس دین

چشم عالم روشن است از نور او

دیده ام روشن به نور شمس دین

شمس دین از نعمت الله می طلب

زان که او دارد نشان شمس دین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷گر گدائی کنی تو از سلطان
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸من به او زنده توئی زنده به جان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹سین انسان گر برافتد از میان
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰مست بودی مست رفتی از جهان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴قدمی نه به خلوت یاران
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.