پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

قدمی نه به خلوت یاران

یار اگر بایدت بیا یاران

هر که ما چون فتاد در دریا

کی خورد غم ز قطرهٔ باران

کار ما عاشقی بود دائم

بود این کار کار بیکاران

ما و رندی و خدمت ساقی

زاهد و بندگی هشیاران

هر عزیزی که می خورد با ما

نبود خار پیش میخواران

وه که زلف بتم چه طرار است

می برد دل ز دست عیاران

بندهٔ سید خراباتم

لاجرم سرورم به سرداران

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷جام می عشق تو نوشم به جان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸جام گیتی نما ز ما بستان
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹مائیم و جام باده و جانان جاودان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰وقت سرمستی است مخموری بمان
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱گر خدا خواهی جدا از خود مدان
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲از ما مکن کنار که مائیم در میان
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳دمی در چشم مست ما نظر کن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.