پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۱

گر خدا خواهی جدا از خود مدان

از خدا می دان خدا از خود مدان

گر همه عالم به درویشی دهی

لطف می فرما عطا از خود مدان

فاعل مختار در عالم یکی است

در حقیقت فعل ما از خود مدان

ما به او محتاج و او از ما غنی

تو فقیری این غنا از خود مدان

از فنا و از بقا بگذر خوشی

این فنا و این بقا از خود مدان

درد او بخشد دوا هم او دهد

عارفا درد و دوا از خود مدان

در همه حالی که باشی ای عزیز

نعمت الله را جدا از خود مدان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳دمی در چشم مست ما نظر کن
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴بیا در چشم مست ما نظر کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵عالم سر آبی و سرابیست نظر کن
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ای دل ز جهان ، جهان گذر کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷در چشم پر آب ما نظر کن
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹خانهٔ دل ز غیر خالی کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰بشنو ای یار و اضطراب مکن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.