پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۵

عالم سر آبی و سرابیست نظر کن

بنگر که سرآب و سرابیست نظر کن

نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیست

در دیدهٔ ما صورت خوابیست نظر کن

اما نظری کن به حقیقت که توان دید

عالم همه چون آب و حبابیست نظر کن

آبست و حبابست درین بحر هویدا

این هر دو به هم جام و شرابیست نظر کن

گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاست

در اصل همه قطرهٔ آبیست نظر کن

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

روشن بنگر ماه نقابیست نظر کن

در کوی خرابات بجو سید ما را

می بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷در چشم پر آب ما نظر کن
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹خانهٔ دل ز غیر خالی کن
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰بشنو ای یار و اضطراب مکن
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱دور شو ای عقل نادانی مکن
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲در صحبت ما همه صفاین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳دردمندیم و از دوا ایمن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴حال من از آن نرگس مستانه طلب کن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.