پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۶

گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان

غم مخور چون اهل دنیا از برای این جهان

گر نوای آن جهان داری بیا خوشوقت باش

بینوا باشی اگرخواهی نوای این جهان

اعتمادی نیست بر یاران این دنیای دون

عاقبت بیگانه گردد آشنای این جهان

بگذر از حرص جهان راه خطا دیگر مرو

خود که می یابد صوابی ازخطای این جهان

دائماً خر بنده ای باشد که آمد شد کند

هر که باشد همچو خواجه در قفای این جهان

می دهد عمر عزیز خویش بر باد هوا

باد پیماید که افتد در هوای این جهان

محنت آباد سرابی خاکدان ناخوشی

بی خرد نامش کند دولتسرای این جهان

نعمت الله دنیی و عقبی نخواهد از خدا

آن جهان هرگز نمی خواهد چه جای این جهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸جام گیتی نما ز ما بستان
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹مائیم و جام باده و جانان جاودان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰وقت سرمستی است مخموری بمان
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱گر خدا خواهی جدا از خود مدان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲از ما مکن کنار که مائیم در میان
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳دمی در چشم مست ما نظر کن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴بیا در چشم مست ما نظر کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵عالم سر آبی و سرابیست نظر کن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.