پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۵

جام گیتی نمای ما انسان

حافظ جامع خدا انسان

صورت اسم اعظمش دانم

محرم راز کبریا انسان

گنج و گنجینه و طلسم به هم

می نماید عیان تو را انسان

هر چه در کاینات می خوانند

بندگانند و پادشاه انسان

خانقاهیست شش جهت به مثل

صوفی صفهٔ صفا انسان

موج و بحر و حباب قطره و جو

همه باشند نزد ما انسان

این سرا خانهٔ خراب بود

گر نباشد در این سرا انسان

دُردی درد دل که درمانست

می کند نوش دایما انسان

نعمت الله را اگر یابی

خوش ندا کن بگو که یا انسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷جام می عشق تو نوشم به جان
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸جام گیتی نما ز ما بستان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹مائیم و جام باده و جانان جاودان
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰وقت سرمستی است مخموری بمان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱گر خدا خواهی جدا از خود مدان
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲از ما مکن کنار که مائیم در میان
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳دمی در چشم مست ما نظر کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴بیا در چشم مست ما نظر کن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.