پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۲

حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران

با جمله در حدیث و جمال تو بس عیان

فی الجمله چون منم تو همه کیستی بگو

ور خود توئی بگو که من اکنون شدم نهان

در کعبه و کنشت و خرابات وصل تست

در زهد و در صلاح و در انکار و امتحان

فی الجمله عارفیم به هر صورتی که هست

در دیدن صفات و کمال تو هر زمان

با ما توئی و از تو جدا نیست هیچ چیز

پیوند ما و تو به کرم هست جاودان

نور تو آسمان و زمین را ظهور داد

روشن شد از جمال و کمال تو این جهان

سید به بنده داد و جودی ز جود خود

بنمود آنچه بود به ارباب این و آن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴قدمی نه به خلوت یاران
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵جام گیتی نمای ما انسان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷جام می عشق تو نوشم به جان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸جام گیتی نما ز ما بستان
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹مائیم و جام باده و جانان جاودان
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰وقت سرمستی است مخموری بمان
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱گر خدا خواهی جدا از خود مدان
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.