پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۸

من به او زنده توئی زنده به جان

این چنین زنده نباشد آن چنان

نوش کن آب حیات معرفت

تا چو خضر زنده مانی جاودان

صورت و نقشی که آید در نظر

چو خیال اوست بر چشمش نشان

ساقیم مست است و جام می به دست

در سرابستان جان عاشقان

موج و دریا نزد ما هر دو یکیست

یک حقیقت در ظهور این و آن

جملهٔ اشیاء نشان نام اوست

گرچه او را نیست خود نام و نشان

گفتهٔ سید حیات جان ماست

لاجرم در جان ما باشد روان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰مست بودی مست رفتی از جهان
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴قدمی نه به خلوت یاران
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵جام گیتی نمای ما انسان
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷جام می عشق تو نوشم به جان
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.