پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۴

چیست عالم سایه بان شمس دین

این و آن باشد از آن شمس دین

شمس دین را دوست می دارم بجان

می خورم سوگند جان شمس دین

عارفانه با تو می گویم سخن

این معانی از بیان شمس دین

نور دین از شمس دین روشن شده

دادمت اینک نشان شمس دین

مجلس عشقست و ما مست و خراب

باده نوشان عاشقان شمس دین

گر به بیت الله عزیمت می کنی

راهرو با رهروان شمس دین

نعمت الله سید جانان بود

گرچه هست از بندگان شمس دین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷گر گدائی کنی تو از سلطان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸من به او زنده توئی زنده به جان
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹سین انسان گر برافتد از میان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰مست بودی مست رفتی از جهان
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.