پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۷

آن چنان حضرتی چنین می بین

چشم بگشا همان همین می بین

جام و می را به همدگر دریاب

نظری کن به آن و این می بین

ذره و آفتاب در نظر است

تیز می بین و خرده بین می بین

جام گیتی نما به دست آور

روبرو یار همنشین می بین

حسن او را نگر به دیدهٔ او

نور آن روی نازنین می بین

نور چشم است و دیدهٔ روشن از او

دیده و نور را قرین می بین

نعمت الله امین حضرت اوست

آن امانت نگر امین می بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹آب می جوئی بیا با ما نشین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ذوق ما داری بیا با ما نشین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱خوش بیا با ما درین دریا نشین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲بر در می فروش خوش بنشین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳کرمی کن بیا و خوش بنشین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴چیست عالم سایه بان شمس دین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵دیگران جانند و جانان شمس دین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.