پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۷

هرچه بینی در میان انجمن

عاشق و معشوق را بین همچو من

گر خیال نقش بندی در ضمیر

یوسفی را می نگر در پیرهن

در دل ما آتش جانسوز عشق

روشنش می بین چو شمعی در لکن

کفر زلف اوست عالم سر به سر

کفر زلف از روی ایمان بر فکن

عاشق و معشوق عشقی ای عزیز

یادگار ما نگه دار این سخن

نور او در دیدهٔ عالم نگر

زان که او جانست عالم چون بدن

نور چشم نعمت الله را ببین

حق و خلق با همدگر می بین چو من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹موج دریا را به عین ما ببین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰در جام جهان نما جهان بین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۱چشم بگشا و جمال او ببین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۲با تو گویم روی بی چون چو ببین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴جامیم و شراب این عجب بین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۵باده می نوش و جام را می بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۶هرچه بینی به نور او می بین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.