پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۵

چشم من شد به نور او روشن

نظری کن به نور او در من

هر خیالی که نقش می بندم

بود آن یوسفی و پیراهن

جام گیتی نما به دست آور

تا نماید تو را به تو روشن

کنج میخانه جنت الماویست

خوش بهشتیست گر کنی مسکن

دست ساقی ما بگیر و ببوس

سرخود را به پای او افکن

عاشق مست چون سخن گوید

عقل مخمور می شود الکن

گر تو هستی محب سید ما

دل رند شکسته را مشکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷هرچه بینی در میان انجمن
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نور او در دیدهٔ بینا ببین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹موج دریا را به عین ما ببین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰در جام جهان نما جهان بین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۱چشم بگشا و جمال او ببین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۲با تو گویم روی بی چون چو ببین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴جامیم و شراب این عجب بین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.