پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۴

ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن

یعقوب را دلشاد کن ای یوسف گل پیرهن

ای صورت لطف خدا وی پادشاه دو سرا

لطفی کن از روی کرم پرده ز رویت برفکن

آئینهٔ گیتی نما ، تمثال از تو یافته

تو جان جمله عالمی مجموع عالم چون بدن

بر پردهٔ دیده از آن نقش خیالت می کشم

تا غیر نور روی تو چیزی نبیند چشم من

خوش آتشی افروختی عود دل ما سوختی

از بوی دود عود ما گشته معطر انجمن

با نعمت الله همدمم در هر نفس جان پرورم

تا چشم مستش دیده ام مستانه می گویم سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ایها الطالب چو جای ما و من
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷هرچه بینی در میان انجمن
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نور او در دیدهٔ بینا ببین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹موج دریا را به عین ما ببین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰در جام جهان نما جهان بین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۱چشم بگشا و جمال او ببین
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۲با تو گویم روی بی چون چو ببین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.