پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۰

ای به روی تو دیده ها روشن

ای به نور تو جان ما روشن

به کمالت زبانها گویا

به جمال تو چشمها روشن

نور چشم منی از آن شب و روز

من به تو دیده ام تو را روشن

مردم دیده تا به خود بیناست

در همه دیده ام خدا روشن

مهر تو آفتاب جان و دل است

من چو ذره در آن هوا روشن

عشق تو شمع خلوت جان است

دل پروانه زان ضیا روشن

صورت روی خوب سید ماست

نور معنی والضحی روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲عشق در آن و این توان دیدن
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳جان عالم آدم است و دیگران همچون بدن
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵چشم من شد به نور او روشن
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ایها الطالب چو جای ما و من
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷هرچه بینی در میان انجمن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نور او در دیدهٔ بینا ببین
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹موج دریا را به عین ما ببین
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.