پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۱

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم

صد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم

در حبس صورتیم و چنین شاد و خرّمیم

بنگر که در سراچهٔ معنی چه‌ها کنیم

رندان لاابالی و مستان سرخوشیم

هشیار را به مجلس خود کی رها کنیم؟

موج محیط و گوهر دریای عزتیم

ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم

در دیده روی ساقی و بر دست جام می

باری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم؟

از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرام

تا سیّدانه روی دلت با خدا کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳نور چشمست او به او بینیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۴هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ما گدایان حضرت شاهیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ما گوهر بحر لایزالیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹فارغیم از ملک عالم فارغیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ما عاشق چشم مست عشقیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.