پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۶

ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم

مستان حضرتیم و ز میخانه می رسیم

از ما نشان ذوق خرابات جو که ما

مستیم و لاابالی و رندانه می رسیم

ای عقل دور باش که رندیم و باده نوش

از بزم عشق و مجلس جانانه می رسیم

پروانه وار ز آتش عشقش بسوختیم

شمعی گرفته ایم و به پروانه می رسیم

تاجی ز ذوق بر سر و در بر قبای عشق

بسته کمر به عزت و شاهانه می رسیم

سرمست می رسیم ز میخانهٔ قدیم

مخمور نیستیم که مستانه می رسیم

از بندگی سید خود می رسیم باز

از ملک غیب ، ببین که چه مردانه می رسیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ما گوهر بحر لایزالیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹فارغیم از ملک عالم فارغیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ما عاشق چشم مست عشقیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۱هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳در خرابات مغان دارم مقام
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴نعمت الله می است و عالم جام
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.