پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۰

ما عاشق چشم مست عشقیم

سرمست می الست عشقیم

سودا زدگان باده نوشیم

شوریده و می پرست عشقیم

گلدستهٔ باغ لایزالیم

پیوسته چو گل به دست عشقیم

از هستی خویش نیست گشتیم

هستیم چنانکه مست عشقیم

در خلوت خانهٔ خرابات

رندانه حریف مست عشقیم

مائیم که ماهی محیطیم

افتاده به دام شست عشقیم

گه سید و گاه بنده باشیم

گه عالی و گاه پست عشقیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳در خرابات مغان دارم مقام
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴نعمت الله می است و عالم جام
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶در نظر نقش خیال تو نگارم دایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷هر کجا صورتی است در نظرم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸اسم او گنج است و عالم چون طلسم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.