پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۴

نعمت الله می است و عالم جام

این چنین جام و می مراست مدام

جز از اینسان حلال نیست شراب

هر که نوشد جز این شراب حرام

ساقی مست مجلس عشقیم

می فروشم حریف و همدم جام

در خرابات کاینات مجو

همچو من دردمند درد آشام

می وحدت به ذوق می نوشم

ذوق داری به بزم ما بخرام

جام و باده شدند همدم هم

مجلس می فروش یافت نظام

عشق شاد آمدی به پافرما

عقل خوش می روی به خیر و سلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶در نظر نقش خیال تو نگارم دایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷هر کجا صورتی است در نظرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸اسم او گنج است و عالم چون طلسم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان من
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۲جانم فدای جان تو ای جان و ای جانان من
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.