پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۱

راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من

بی وصالت راحتی چندان ندارد جان من

رونق ایمان من قدرش نبودی این قدر

گر نبودی کفر زلفت رونق ایمان من

نقد گنج تو بود کنج دل ویرانه ام

گنج اگر خواهی بجو کنج دل ویران من

باده می نوشی در آ در گوشهٔ میخانه ای

ذوق ما داری طلب کن مجلس مستان من

مبتلایم از بلایت کار من بالا گرفت

دردمندم دُرد دردت می کند درمان من

ساقی سرمستم و میخانه را کردم سبیل

زاهد مخمور کی ماند درین دوران من

میر رندان جهان امروز نزد عارفان

نعمت الله منست و سید و سلطان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۴رحمتی کن بر دل و بر جان من
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵صدهزار آئینه دارد یار من
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۶در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ساقی سرمست رندان می دهد جامی به من
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸به نور طلعت او گشته چشم ما روشن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ای به روی تو دیده ها روشن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.