پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۶

در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من

او ناظر و منظور است ای نور دو چشم من

در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه

هم جنت و هم حور است ای نور دو چشم من

بر دار فنا رفتن سردار بقا بودن

آن منصب منصور است ای نور دو چشم من

آن دلبر هر جائی از غایت پیدائی

گویند که مستور است ای نور دو چشم من

شخصی که خیال غیر در خاطر او گنجد

از مذهب ما دور است ای نور دو چشم من

گر منکر میخواران انکار کند ما را

بگذار که معذور است ای نور دو چشم من

رندی که به سرمستی سر حلقهٔ مستان است

آن سید مشهور است ای نور دو چشم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸به نور طلعت او گشته چشم ما روشن
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشن
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ای به روی تو دیده ها روشن
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲عشق در آن و این توان دیدن
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳جان عالم آدم است و دیگران همچون بدن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵چشم من شد به نور او روشن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.