پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۸

به نور طلعت او گشته چشم ما روشن

نموده در نظر نور کبریا روشن

نگاه کردم و دیدم به نور او او را

به نور او بنگر تا شود تو را روشن

فروغ نور جمالش که شمع انجمن است

چراغ مجلس ما کرده حالیا روشن

اگر نه نور جمالش به ما نماید رو

جمال شه که نماید به هر گدا روشن

ندیده دیدهٔ بیگانه زان که تاریک است

ولی ببین که شده چشم آشنا روشن

گرفته جام می و مست آمده در بزم

به ما نموده در آن جام می لقا روشن

همیشه در نظرم نور نعمت الله است

نگر به دیدهٔ ما نور چشم ما روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ای به روی تو دیده ها روشن
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲عشق در آن و این توان دیدن
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳جان عالم آدم است و دیگران همچون بدن
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵چشم من شد به نور او روشن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ایها الطالب چو جای ما و من
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷هرچه بینی در میان انجمن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.