پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۳

ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من

ای خلیل الله من فرزند من برهان من

شمع بزم جان من از نور رویت روشن است

باد روشن دائما چشم چراغ جان من

در نظر نقش خیال روی تو دارم مدام

ای دل و دلدار من ای جان و ای جانان من

مجلس عشقست و من میگویمت از جان دعا

گوش کن تا بشنوی ای میر سرمستان من

مدت هفتاد سال از عمر من بگذشته است

حاصل عمرم توئی ای عمر جاویدان من

بی رضای من نبودی یک زمان در هیچ حال

یک سخن هرگز نفرمودی تویی فرمان من

یادگار نعمت الله قرةالعین رسول

نور طه آل یاسین سایهٔ سلطان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵صدهزار آئینه دارد یار من
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۶در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ساقی سرمست رندان می دهد جامی به من
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸به نور طلعت او گشته چشم ما روشن
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشن
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ای به روی تو دیده ها روشن
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲عشق در آن و این توان دیدن
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.